فـــیک جـــدیدم

فـــیک جـــدیدم
پارتـــ اولــ

امــروز هم خسته تر از دیــروز پاشــدم(اخی🥺) اهــا یــادم رفــت خــودم رو معرفی کــنم من ا/ت هستم مادرم وقتی ۳ساله ام بود تــرکم کردم یعنی از کار هایی که پــدرم انجام داد دق کردو مــرد پرد قمار بازه همیشه خــدا مسته هوفف منم توی یک کافه کار میکنم خرجی خودم رو در میارم یا وقتایی که بابام میبازه باید از حقوقم پولش رو بــدم (دلـم براش سوخت)
خــب دیگه دیــر شــده برم امــاده شــم رفتم حموم یک دوش گرفتم و اومد دیدم بابام نیس ولــش کـــن اونکه هیچ وقت خدا نــیس ولش اصلا مهم هم نیس برم اماده شم موهام رو بستم لباس پوشیدم و ارایش کردم (استایل تون رو براتون میذارم) اژانس گرفتم و رفتم محل کارم
علامت صاحب کارت~
ا/ت: سلام قربان
~سلام بروو به کارت برس
ا/ت: چــشم
~سریع
رفتم مثل همه روز ها سفارش ها رو گرفتم و اومد تحویل دادم
پرش زمانی
یک ساعت بعد
خیلی خسته بودم هففف سریع برم خونه خـــدا یا خسته شــدم . داشتم با خودم حرف میزدم که کپشیم زنگ خورد دیدم بابام هس
علامت بابای ا/ت =
ا/ت: چیه جیکار داری؟
=سریع بیا به این ادرسی که بهت میدم «گریه»
ا/ت: چی شده چرا گریه میکنی؟(با تعجب گفت اینارو)
=بیا بهت میگم دیگه
بعد قطع کرد..
هفف حتما دوباره باخته سریع اژانس گرفتم تا برم پیش بابا..
ادامه پارت بعد
شرط پارت بعد
۵لایک
۵کامنت
دیدگاه ها (۰)

پارتــ دومــسریع اومــدم پیشــ بابام آخــه خیلی ترســـیده بـ...

پارتــ سومـرسیدم خونه من تا خونه روی پای اون مرده بودما/ت. م...

فـــیک جـــدیدم عشق و نفرت تعداد پارت ها نا معلووم...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥#پارت۸ تهیونگ بود؟ نه خدایا دارم اشتبا...

عشق دروغین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط