[پارت ۱۲]
[پارت ۱۲]
جونگ کوک تنها تویه بالکنی ایستاده بود که تا چند دقیقه پیش دختری که تو نگاه اول جذبش کرده بود هم کنارش حضور داشت
داشت با خودش فکر میکرد
چجوری دیدش به اون دختر با بقیه متفاوته
زیر لب گفت
جونگکوک.. جئون رورا
هه اره جئون بیشتر بهت میاد کوچولو
دیگه برگشت داخل پیش بقیه
قرار شد فردا جونگکوک و رورا برن برای یه گردش تا آشنا شن بیشتر با هم
خانواده جئون رفتن و مهمونی هم تموم شد
لوسیا عصبی بود وحشتناک عصبی بود حتی فکرشم نمیکرد انتخاب نشه
و جئون ها رورا رو انتخاب کنن
رفت سمت رورا
لوسیا .. تو خیلی خوشحالی نه؟ خیلی خوشحالی پسر جئون انتخابت کرده ؟اره دختریه اشغال
زیاد خوشحال نباش این فقط یه قرارداده بعد رفت اتاق خودش
رورا تعجب کرده نگاهش میکرد براش جالب بود لوسیا و مادر لوسیا رو به حسودی کردن بندازه
....................................
فردا صبح رورا بیدار شد
ساعت ۷بود تصمیم گرفت امروزو زود بیدارشه و کارای عقب افتادش انجام بده
روتیین پوستیشو انجام داد و به اجوما گفت صبحانشو بیاره
در همین حین هم آرایش کرد و آماده شد
دید که وقت داره پس تصمیم گرفت یکم یه کوچولو گوشیشو چک کنه
پشماش ریخته بود همه داشتن راجب اونو جونگ کوک حرف میزدن
خبر عروسی مهمونی گردش همه جا پخش شده بود
جونگ کوک تنها تویه بالکنی ایستاده بود که تا چند دقیقه پیش دختری که تو نگاه اول جذبش کرده بود هم کنارش حضور داشت
داشت با خودش فکر میکرد
چجوری دیدش به اون دختر با بقیه متفاوته
زیر لب گفت
جونگکوک.. جئون رورا
هه اره جئون بیشتر بهت میاد کوچولو
دیگه برگشت داخل پیش بقیه
قرار شد فردا جونگکوک و رورا برن برای یه گردش تا آشنا شن بیشتر با هم
خانواده جئون رفتن و مهمونی هم تموم شد
لوسیا عصبی بود وحشتناک عصبی بود حتی فکرشم نمیکرد انتخاب نشه
و جئون ها رورا رو انتخاب کنن
رفت سمت رورا
لوسیا .. تو خیلی خوشحالی نه؟ خیلی خوشحالی پسر جئون انتخابت کرده ؟اره دختریه اشغال
زیاد خوشحال نباش این فقط یه قرارداده بعد رفت اتاق خودش
رورا تعجب کرده نگاهش میکرد براش جالب بود لوسیا و مادر لوسیا رو به حسودی کردن بندازه
....................................
فردا صبح رورا بیدار شد
ساعت ۷بود تصمیم گرفت امروزو زود بیدارشه و کارای عقب افتادش انجام بده
روتیین پوستیشو انجام داد و به اجوما گفت صبحانشو بیاره
در همین حین هم آرایش کرد و آماده شد
دید که وقت داره پس تصمیم گرفت یکم یه کوچولو گوشیشو چک کنه
پشماش ریخته بود همه داشتن راجب اونو جونگ کوک حرف میزدن
خبر عروسی مهمونی گردش همه جا پخش شده بود
- ۱۸۴
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط