*ماشین عروسی بدون داماد

*ماشین عروسی بدون داماد

ماشین گل‌آرایی شده را که دیدم، اشک امانم را برید. قرار بود، عروسی امیر چند روز دیگر باشد، اما حالا او نبود و ما و دوستانش و همه اهل محله سوگوارش بودیم. مادر از روزی می‌گوید که فرزندش را برای سفری آسمانی همراهی کرد: «‌جوانان محله چیذر و هیئتی‌ها برای امیر سیاوشی سنگ تمام گذاشتند. آنها در حرکتی خودجوش شب قبل از مراسم تشییع پیکر بچه‌محل قدیمی‌شان، ماشینی که قرار بود برای مراسم عروسی‌اش آماده شود را با گل تزیین کردند و جلوی امامزاده قرار دادند. این کار آنها اشک را از چشم هر کسی که آنجا بود جاری کرد. وقتی ماشین را دیدم که گل زده‌اند تعجب کردم، اما نه پسرم درون آن نشسته بود و نه عروسم که همین موضوع سبب شد تا بغض امانم ندهد و بی‌اختیار اشک بریزم. از آن روز به بعد هیچ‌کس سوار ماشین نشده و از جایش تکان نخورده است.» پدر شهید از روزی می‌گوید که امیر ماشین خودش را فروخت تا به عشق امام حسین(ع) علامت بخرد: «از کودکی آرزو داشت که علمدار امام حسین(ع) باشد و دوست داشت با سرمایه خودش برای هیئت علامت بخرد. سال گذشته توفیق نصیبش شدتا برای امام حسین(ع) علمداری کند. روز تشییع بچه‌های محل همان علامت را جلوی امامزاده گذاشتند و اعلامیه شهادتش را روی آن نصب کردند.» #شهید_امیر_سیاوشی
دیدگاه ها (۳)

🚩 وقتی عروسی به صحنه حادثه تبدیل شد…▪️شامگاه سه‌شنبه، در #بن...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

🔻گزارش کمیتۀ حقیقت‌یاب سازمان ملل؛ آمریکا مسئول حمله به عروس...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

❤🇮🇷 شهادت بسیجی اهل سنت «نادر سارانی سخی» به دست اشرار کوردل...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

بشارت از درگیری ایران و اسرائیل قبل از ظهور

🦢 پارت سوم | ساقدوش‌هاسه روز تا عروسی مانده بود.خانه پر از ر...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏چند روز بعد، یونا به حضور پادشاه فرا...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط