آدم گاهی...

آدم گاهی...
حواسش پرت میشود
و غذا از دهان می افتد
چایی یخ میکند
کاغذ خط خطی میشود
تلفن خودش را میکشد
تاکسی هی بوق میزند
بعد که به خودش می آید
میگوید من فقط داشتم یک لحظه به "او" فکر 
میکردم
فقط یک لحظه...💋
دیدگاه ها (۳)

بگذار دوست داشتنتمثل نشانی خانه ای باشدکه نه از کوچه اش معلو...

جاودانه شده ای در منآنچنان که اگر خود من هم بخواهمفراموشت کن...

با تو بودن چقدر خوب استو صدای تو وقتی می خوانی اممثل نم نم ب...

دوستت دارم قرص و محکمپدرو مادر دار...از همان هایی که بوی عشق...

دروغ شیرینچپتر هفدهمیکباره در باز میشود و جسم کوچکی باسرعت و...

اهوی گریز پا

پارت ۱۳ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط