بلکه آرام بگیرد ، لختی

بلکه آرام بگیرد ، لختی
همچنان درد فرورفته
در اعماق وجود
و در اندیشه ای بی مرز
بیابد که چرا؟
اینچنین فصل خزان
که همه رونق آن
حزن غمناک فرو رفتن در تنهائیست
رنگ بام و ّبرِ
کوچه سار شعرش
رنگی از شیدائیست
پس چرا زیبا نیست
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

چه کسی می گوید :که خزان ،فصل بغض آسمانفصل عشق و فصل جانزیبا ...

چشم دل گر بگشائی دیده از عشق بنمائی بی کران ، زیبایست یک بغل...

که به روزی خاموشکه گرفته خورشید و هویدائی توو غبار خاکی بر د...

همچنان خیس زشوق باران بهترین لحظه اوج بهترین لحظه این پاییزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط