سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق “انسان” بودن ماست . 
دیدگاه ها (۲)

دیگر به دنبال ِ همراه ِ "اوّل" نیستم !این روزها اول ِ راه ، ...

ﺣﻀﺮﺕ ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥﻣﯿﺮﻓﺖ :ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ : ﻧﺎﺯﻧ...

نامت چه بود؟ آدمفرزندِ كي ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بن...

بر خاکی نشسته بودمکه خدا آمد و کنارم نشست!گفت: مگر کودک شده ...

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند که نه از...

🌱🍒‌هزار قصه نوشتیم بر صحیفه ی دلهنوز عشق تو عنوان سر مقاله ی...

و برای بغض‌هایی که ،مرا تا سر حد خفه‌گی می‌بردمینویسم که هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط