.

.
جمعه را با غَزلی ، چای وُ کتابِ شعری ؛


می شَوَد بود اگر تنگیِ دل ، بگذارد...


#فاطمه_معصومی_مانا
دیدگاه ها (۱)

" صبر کنید تا کودکان سمت من بیایند و راه را برآنها نبندیدزیر...

شب .... ستاره .... شب .... چه بی قرار م...

چراغ برق را که روشن میکنم سایه های روی دیوار گم می شوند و رو...

من از هفت‌سنگ می‌ترسممی‌ترسم آنقدرسنگ رو سنگ بچینمکه دیواری،...

قانون ششم

حال و هوام وقتی دارم یه کتاب از جناب داستایفسکی میخونم🤌🏼☕️#ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط