ازکنارم رفتی و پژمرده

ازکنارم رفتی و پژمرده
چون گلها شدم

همنشین ِ درد وغم
باکوهی ازغمها شدم
دیدگاه ها (۱)

هرکسی رادرخیابانمثل ِتومی بینمشمانده ام بااینهمه تومن چراتنـ...

نگاهت نور خورشیدی، که چشمان مرا می زدنشستم بر سر راهت، هوس ب...

وقتی پریودی و درد داری"ساعت نزدیکای ۱۲نیم شب بود که دل درد ش...

[درخواستی]"وقتی پریودی و درد داری"ساعت نزدیکای ۱۲نیم شب بود ...

سکوت پیستPart:³⁰(ویو مری)با سر درد شدیدی از خواب بیدار شدملع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط