من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم باور کن!!! من م

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم باور کن!!! من میخواستم با دوست داشتن زندگی کنم-کودکانه-ساده-روستایی.

من از دوست داشتن فقط لحظه ها را میخواستم. آن لحظه که تو را به نام می نامیدم!!! من برای گریستن نبود که خواندم.من آواز را برای پر کردن لحظه های سکوت میخواستم!

من هرگز نمیخواستم از عشق برجی بیافرینم مه آلود و غمناک با پنجره های مسدود و تاریک

دوست داشتن را چون ساده ترین جامه کامل عید کودکان میشناختم.

اما تو زیستن در لحظه ها را بیاموز..... رجعتی دیگر باید... به حریم مهربانی گلهای نرم ابریشم به رنگ روشن پرهای مرغ دریایی به باد صبح که بیدار میکند

چه نرم...چه مهربان...چه دوست

و دوست داشتن به همین سادگیست به همین پاکی و به همین بی آلایشی...




نادرابراهیمی
دیدگاه ها (۴)

ن هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم باور کن!من میخواستم...

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باور کن!من میخواس...

نادر ابراهیمی:من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم باور...

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باور کن!من میخواس...

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باور کن!من میخواس...

‌من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باور کن!من میخوا...

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باور کن!من میخواس...

💭من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باور کن!من میخوا...

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باورکنمن می خواست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط