بخاطرهاوندوتامیذارم

بخاطره‌اون‌دوتامیذارم
..............
پارت‌اول

کوک‌ویو:
داشتم‌با‌یکی‌از‌سربازه‌حرف‌میزدم‌که‌یهو‌‌صدای‌قربان‌(ته)اومد‌گفت‌برم‌توی‌اتاقش‌
یعنی‌چیکارکردم وای خدا
ته‌ویو:
رفتم‌پایین‌دیدم‌که‌کوک‌داره‌با‌یه‌سرباز
حرف‌میزنه‌و‌میخنده‌حرصم‌دراومد‌گفتم‌که‌بیاد‌توی‌اتاقم
راوی‌ویو:
کوک‌میره‌توی‌اتاق‌ته‌وته‌هی‌میادنزدیکش‌اونم‌هی‌دور‌میشه‌که‌میخوره
به‌دیواردستش‌رو‌دور‌کمر‌‌باریک‌کوک‌حلقه‌کرد.........
دیدگاه ها (۳)

پارت دو _چرا داشتی باهاش حرف میزنی (عصبی) +چرا عصبی هستی ها_...

۱۲۰شدیم

مگه مختار برای چه کشوری هست

یه تک پارتی تو روبیکا دیدم عر زدم شمام عر بزنین کوک: من دوست...

پارت ۱۰۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط