𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊
سایه های عشق
.📜
.🖇️
.📜
پارت چهار:

هفته‌ی بعد، یونا توی باغچه‌ی پشت عمارت نشسته بود و کتاب می‌خواند که صدای پاشنه‌های بلندی از دور شنیده شد. دختری با موهای قرمز و لباسی کوتاه و تنگ که تا بالای ران باز بود، وارد باغچه شد. آرایش غلیظ داشت و نگاهش وقتی به یونا افتاد، مثل چاقو برید.

دختر جلو آمد و با غرور گفت: تو همونی که جونگکوک آورده خونه؟

یونا کتاب را بست و بلند شد: بله، یونا هستم. شما کسی هستید؟

دختر خندید، خنده‌ای مصنوعی و بلند: من هانام. دوست جونگکوک. از بچگی همدیگه رو می‌شناسیم. راستی، تاحالا ندیدی که چقدر به هم می‌آییم؟ همیشه بهم می‌گفت که من تنها کسی هستم که می‌فهممش.

یونا قلبش فشار آورد، اما لبخند زد: خوشحالم که دوستای قدیمی داره.

هانا یک قدم جلوتر آمد و با نگاهی از بالا به پایین یونا گفت: لباسای ساده می‌پوشی، آرایش نمی‌کنی، موهات رو می‌بندی. به نظرت جونگکوک با یه دختر معمولی مثل تو حال می‌کنه؟ اون به یه زن واقعی نیاز داره، نه یه بچه‌ی کتاب‌خون.

یونا نگاهش را از او برنداشت و با خونسردی گفت: شاید جونگکوک به حرف‌های سطحی اهمیت نده. شاید اون به دنبال چیزای دیگه‌ای باشه.

هانا عصبانی شد. نگاهش تند و خشمگین شد: مواظب باش خواهر. اینجا خونه‌ی جونگکوکه، نه کتابخونه. هر لحظه ممکنه بیفته بهت.

همان لحظه، صدای جونگکوک از پشت سرشان پیچید: هانا، اینجا چیکار میکنی؟

هانا برگشت و یکدفعه چهره‌اش عوض شد. با ناز و ادا گفت: جونگکوک عزیزم، اومدم ببینمت. کلی دلم برات تنگ شده بود. این دختره که هیچی نیست، مگه نه؟

جونگکوک به سمت یونا رفت و دستش را دور کمرش حلقه کرد: این دختر همه‌چیز منه. اگه یک بار دیگه بهش بی‌احترامی کنی، دیگه پاتو توی این عمارت نمی‌ذاری.

هانا رنگش پرید. با چشمانی که از خشم می‌سوخت، نگاهی به یونا انداخت و بدون هیچ حرفی برگشت و رفت. اما در لحظه‌ی رفتن، نگاهش گفت که تازه شروع کرده.

یونا به جونگکوک نگاه کرد و گفت: به نظرت خطرناکه؟

جونگکوک دستش را محکم‌تر دور کمرش حلقه کرد: برام مهم نیست. تا وقتی من کنارتم، هیچکس نمی‌تونه بهت آسیب بزنه. ولی ازت می‌خوام مواظب خودت باشی. هانا از اون دخترایی نیست که راحت دست برداره
---
شرط
۱۰ لایک
۵ کامنت (نظر ها)
🍫🌈
دیدگاه ها (۰)

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت سه: دو روز از آن شب ...

بچها پارت دو اپ نمیشه میزارم توی کامنت هانظر تو بگو

مرگبار زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط