تو را هم عاشقم هم بی نهایت دوستت دارم

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم
و می دانم تو میدانی که من از لاف بیزارم
خبر داری که می میرم برای خنده های تو؟
به شور و شوق پنهانِ نگاهِ تو گرفتارم ؟؟
بیا با من دمی بنشین رها کن کار و بارت را
که شاید خستگیها را، من از دوشِ تو بردارم
تمام زندگی تشویش فرداهای مبهم نیست
درون بازوانم غرق شو... امشب که بیدارم
برای گونه های خیس تو وقتی که دلتنگی
میانِ کلبه ی آغوش گرمم شانه ای دارم
برایم حس شیرینیست گرمای حضور تو
به دستانِ تو معتادم، به چشمانِ تو بیمارم
همیشه گفته ام، اینبار هم بی پرده می گویم
کنارت بهترین احساس را از زندگی دارم
غرورم گاه گاهی بسته راهِ حرفهایم را
تمامِ عمر اما... عاشقانه دوستت دارم...
دیدگاه ها (۱۲)

مخواه حرف دلم را به این و آن بزنممخواه رنگ جدایی به داستان ب...

حیاط خانه‌ی مارا معطّرمیکنی یانه؟اتاق کوچک مارا منوّرمیکنی ی...

اینکه نگاهی به من خسته نیفتاد... بمانداینکه چه روزی همه ام م...

عاشقانه ها ی مرا زیرو رو نکنیددست از سرشعرهایم بردارید میان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط