السلام علیک یاشهزاده علی اکبر

السلام علیک یاشهزاده علی اکبر

خبر آمد که یلی می آید

فاتح بی مثلی می آید

خبر آمد قمری می آید

روبهان ! شیر نری می آید

تا نگشتید در این بیشه شکار

بهترین راه ؛ فرار است ؛ فرار !

تا که عطر خوش کوثر آمد

همه گفتند پیمـبر آمد

همه گفتند که عیار آمد

از نجف حیدر کرار آمد

همه گفتند که اکبر آمد

اسد الغالب دیگر آمد

ماتِ آن ماه منور گشتند

چند گامی به عقب برگشتند

بسم رب الشهداء ؛ لب وا کرد ..

رجزش ولوله ای بر پا کرد

بانگ زد: باد به غبغب دارید

بی جگرها ! دو سه مَرحَب دارید ؟!

آمدم فاتحِ میدان باشم !

وسطِ معرکه طوفان باشم !

غیرتم در ره دین می کوشد

در رگم خون علی می جوشد !

نه ! حسین بن علی تنها نیست

تشنه لب هست، ولی تنها نیست !

کفر را حمله ی او شاکی کرد

خودمانیم چه کولاکی کرد !

تیغ در دست چه غوغا می کرد !

دشت را محشر کبری می کرد !

هنر طایفه را از بَر بود

کربلا آینه ی خیبر بود

کوفیان ماتِ قلندر بودند

عَمرُوَد ها همه بی سر بودند

تیغ می زد به عدو جانانه

مثل عباس چه استادانه !

سبک جنگاوری اش مبنا داشت

به اباالفضل شباهت ها داشت

درس خود، خوب و نکو پس دادش

آفرین گفت به او استادش

ضربه ی تیغ به فتوا می زد

عوض سیلیِ زهرا می زد

#یاعلی_اکبر
#یامهدی_ادرکنی
دیدگاه ها (۲)

🖤 پارت بیست‌ودوم | حقیقت خونلانا به برگه خیره شده بود.— این....

رمان انفجار و امید

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا زیر لب گفت:«اون داره میاد پایین.»ریگیل...

🎭 آخرین نقشپارت هفتمروز بعد، لیانا زودتر از همه به استودیو ر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p39یکی‌یکی، چشم‌های سرخ بین درخت‌ها ناپدی...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 14بعد ازظهر، فلیکس برای قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط