ساده دلانه گمان میکردم

ساده دلانه گمان میکردم
تو را در پشت سر رها خواهم کرد !
در چمدانی که باز کردم، تو بودی
هر پیراهنی که پوشیدم
عطرِ تو را با خود داشت

و تمام روزنامه های جهان
عکس تو را چاپ کرده بودند !
به تماشای هر نمایشی رفتم
تو را در صندلی کنار خود دیدم !
هر عطری که خریدم،
تو مالک آن شدی !
پس کی؟
بگو کی ؟
از حضور تو رها میشوم !
مسافرِ همیشه همسفر من ...
دیدگاه ها (۲)

.

.

.

.

چپتر اخر

عشق رمانتیک من ❤️😎پارت 73(بچه ها ی رمان جدید توپ دارم مینویس...

فیک پری کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط