حکایتی بسیار زیبا و خواندنی

حکایتی‌ بسیار زیبا و خواندنی👌

مردی سگش را در خانه میگذارد تا از طفل شیر خوارش مواظبت کند و خودش برای شکار بیرون رفت و زمانی که برگشت، سگش را دید که در جلو خانه ایستاده و پارس میکند
و پنجه هایش خون آلود است.

مرد با تفنگش به سوی سگ شلیک کرد، او را کشت و با سرعت وارد خانه شد تا باقی ماندهٔ فرزندش را ببیند. زمانی که وارد شد دید که گرگی غرق در خون غلتیده و فرزندش بدون هیچ آسیبی سالم است.

قبل از اینکه عکس العملی نشان دهید به حرف های طرف مقابل گوش کنید تا به دلیل قضاوت اشتباه تا آخر عمر گریان نباشید...
دیدگاه ها (۱)

اگه کسی به تو لقب بدی داد، لازم نیست بهت بربخوره!این لقب به ...

ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﺍﻯ ﺑﻤﺮﺩ، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت ...گوشت بدن خود را میکند و به جوج...

انسان ظالم ترین و فاسدترین حیوانات است، به غیر از منفعت و هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط