من گذشتم زخود وبی خود وتنها گشتم

من گذشتم زخود وبی خود وتنها گشتم
درسراپرده ی شب محو تماشا گشتم

آدم ساده دلی بودم و حالم خوش بود
ناگهان دیدمت و عاشق لیلا گشتم

آتش عشق تو در خرمن جانم افتاد
همچو شمع سوختم وهمدم گرما گشتم

بعدازآن مثل اسیری شده ام درقفست
از غم دوری تو یکه و تنها گشتم

روزها درنظرم بود سیاه و تاریک
مهربان چشم تورا دیدم وبینا گشتم

باده ی عشق تو را از دو لبت نوشیدم
دیدگاه ها (۵)

لرزشی دارد دلم انگار دلتنگت شدمخوب می دانی که من با عشوه ای ...

نیمه شب آواره وبی حس وحال در سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو کجایی؟در گستره ی بی مرز این جهانتو...

🧡تــبــریــکــ بــه تــو کــه 🔥در میان شعله های آتش، 🧡پـیـام...

Harley

ڪاش تمام غم‌هایتمالِ من باشدقلبِ توبرای رنج ڪشیدن حیف استعزی...

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آن كه حرص نزند روزى خود را از...

پایین سمت راست 😂😂#میم‌سیاسی #طنز #سطلی‌طلب #زامبی‌سطلی #پهل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط