گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازی

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازی
گفت حق است که با آتش ما دم سازی

گفتم این عدل نباشد که دلم ریش شود
گفت این سادگی توست که دل می بازی

گفتم آخر تو بگو عدل خداوند کجاست؟
گفت آنجاست که تو در ره خود سر بازی

گفتم این عشق نباشد که پرستم خود را
گفت پس جان بده چون کرده ای آتش بازی

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

یک نفر دل به شما بست، همین ست که هستاگر او عاشق اگر مست، همی...

عشق قدیمی یک اگزماستملتهب شدن پوست خاطرات،ریزش اشک در یک چار...

آرامش چشمان تو را مهتاب ندارداین صید گرفتار و پریشان دو ابرو...

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟گفت بگشا در امیدم، عا...

آسمانم انتهایش قلب توست / مهربان این آسمان از آن توست / آسما...

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باشبر در دل روز و شب منتظر یار ب...

🌱🍒سخت است که دلتنگ شوی، خنده نباشدمهمان تو جز حسرت ناخوانده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط