آسانسور

آسانسور

جلوتر از ما رسید

از دل تنگی بالا رفتیم

هم دیگر را در خانه گم کردیم

ولی آن دو نفر

هنوز در آسانسور باقی مانده بودند

سال هاست

اندوه ما در ساختمان

بالا و پایین می رود.


شهاب لواسانی*
دیدگاه ها (۴)

در یک مهمانی یک خیابان یا حتی یک مغازه چرا بر حسب اتفاق هم م...

جرأت ِیک پنجره... جرأت ِیک پنجره تماشای ِتو نیست گنجشک ِد...

salar aghili - haniehttp://dl.teh-dl.ir/bahman93/Salar%20Agh...

باید شعری تازه گفتآهنگی تازه نواختباید در چوبی این باغ ها را...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

«پاسخ خون ؛ خون است...مقر، ساختمان و پایگاه نیست!!»#شهید_عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط