عصر هر جمعه‌ی دلگیر، تو را می‌خواند

عصر هر جمعه‌ی دلگیر، تو را می‌خواند
دم‌به‌دم کوچه‌ی تقدیر تو را می‌خواند
مادری چشم به راه است بیایی از راه
کنج خانه پدری پیر تو را می‌خواند
ندبه‌ها اشک شد و از تو نیامد خبری
قطره‌ی اشک سرازیر تو را می‌خواند
السَّلامُ علیکَ یا بقیَّةَ اللهِ یا اباصالحَ المهدی

#امام_زمان
#جمعه‌های_انتظار
دیدگاه ها (۰)

پدرم نیست ...

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

پارت ۲۰:

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

قاب احساس. پارت ۱

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

P : 29

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

جنگل نفرین شده پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط