متنی از خودم...
متنی از خودم...
همیشه شروع کردن سخت بوده و هست،ازکجا و کی نوشتن دست خودآدم نیست دست دله،دلی که ازسر دلتنگی سرسفره ی خواهش مهیا میشه،دلم گرفته...حس تنهایی سراسر وجودم راازآتش فراق پرکرده،کاش پرنده خیال توبودم یاحداقل دراوج سکوت صدای سرد وخاموش دلم رامیشنیدی...کاش میشد درصحن چشمانت اوج بگیرم وتا بی نهایت های ارزو پیش روم.
من مینویسم تا بدانی بعد ازتو چقدر دلم بهانه ی خنده هایت رامیگیرد بدون تو دلتنگی هایم دوبرابر میشود،بدون تو جواب این دل تنگ را چه کسی میدهد؟تقصیر از تونیست این یک قانون است...
برای اولین باری که با بهار حرفهایت خزان دلم راجارو کردی،برای اولین باری که با بارش نگاهت خستگی ها را از قلبم شستی و پابرتمام لحظه های تلخ زندگیم گذاشتی و آنها را له کردی،آن روز که تورا در آیینه چشمان قاصدک دیدم از برق نگاهت جگرم به آتش تنهایی اگاه شد.
》خیال کن که نیستی پس چون هستی خوش باش》
همیشه شروع کردن سخت بوده و هست،ازکجا و کی نوشتن دست خودآدم نیست دست دله،دلی که ازسر دلتنگی سرسفره ی خواهش مهیا میشه،دلم گرفته...حس تنهایی سراسر وجودم راازآتش فراق پرکرده،کاش پرنده خیال توبودم یاحداقل دراوج سکوت صدای سرد وخاموش دلم رامیشنیدی...کاش میشد درصحن چشمانت اوج بگیرم وتا بی نهایت های ارزو پیش روم.
من مینویسم تا بدانی بعد ازتو چقدر دلم بهانه ی خنده هایت رامیگیرد بدون تو دلتنگی هایم دوبرابر میشود،بدون تو جواب این دل تنگ را چه کسی میدهد؟تقصیر از تونیست این یک قانون است...
برای اولین باری که با بهار حرفهایت خزان دلم راجارو کردی،برای اولین باری که با بارش نگاهت خستگی ها را از قلبم شستی و پابرتمام لحظه های تلخ زندگیم گذاشتی و آنها را له کردی،آن روز که تورا در آیینه چشمان قاصدک دیدم از برق نگاهت جگرم به آتش تنهایی اگاه شد.
》خیال کن که نیستی پس چون هستی خوش باش》
- ۲.۹k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط