پیش از این
پیش از این
عاشقان
از عشقشان که میگفتند
میخندیدم!
اما
به مهمانخانه که بازگشتم
قهوهام را در تنهایی که نوشیدم
دانستم که چگونه
خنجری از تبارِ عشق
پهلو میشکافد و
بیرون نمیرود
عاشقان
از عشقشان که میگفتند
میخندیدم!
اما
به مهمانخانه که بازگشتم
قهوهام را در تنهایی که نوشیدم
دانستم که چگونه
خنجری از تبارِ عشق
پهلو میشکافد و
بیرون نمیرود
- ۲۶۰
- ۱۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط