تو ایستگاه اتوبوس بودم

تو ایستگاه اتوبوس بودم
کنار یه دختره بهش گفتم
ببخشید خانوم... 
گفت :درد ببخشید، زهر مار ببخشید، 
آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه،
منم هیچی نگفتم.
وقتی بلند شد با مغز اومد تو زمین، 
خدا شاهده میخواستم بهش بگم بند کفشت بازه !!
دیدگاه ها (۲۹)

امروز یه پسریو دیدم داشت گریه میکرد...گفتم چی شده ؟؟؟گفت : د...

•°•°•°•°•°√cm plz√•°•°•°•°چه حسي رو من داری؟؟؟1)عاشقتم2)عاشق...

لایک کنید تا نکشتمتون خخخخخ

سلام.از دوستانی که با آیفون کارکردن، یه سوال داشتم. من هر کا...

dark love

رمان آیچی پارت 11#اِما وقتی رسیدیم خونش بهم گفت لباست رو در ...

☆: ببخشید اینجوری شد(ناراحت) +: اشکالی نداره عزیزم جین اومد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط