مرا هزار امید است و هر هزار تویی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان !
ای که ماندگار
تویی
دیدگاه ها (۰)

دوستت دارم را قُرص و محکم می خواهمپدر مادر دار...از همان های...

#عاشقانه_خاص

#عکس_نوشته_عاشقانه #هنر_عکاسی #پروفایل_خاصــــــــــ #جذاب #...

#عکس_نوشته_عاشقانه #هنر_عکاسی #پروفایل_خاصــــــــــ #جذاب #...

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

خدای مهربانم دلم را به تو میسپارم،ببخشای به من عشق و الطاف ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط