آهسته آهسته پاییز از راه می رسد

آهسته آهسته پـاییـز از راه می رسد
فصلی پـُر از تبعیض
که متعلق به اقلـیت هاست
آن اندک معشوقه های حقیقی که دست دردست هم در پارک های حوالی شهر روی برگ های زرد'نارنجی' قهـوه ای و خشک که همانند فرشی روی زمین پهن شده 
قدم می زنند..
در همان حین اگر بـاران بزند 
چتر باز نمی کنند و حسابی هوای دونفره را استشمام می کنند.
به کافـه می روند و قهوه ای گرم سفارش می دهند و به همین بهانه سیـردل به هم نگاه می کنند.
آری پــاییـز متعلق به معشوقه های در اقلیت است 
همان هایی که حسابی دل ما را به سوز می اندازند.
#فاطمه_نصیری
دیدگاه ها (۵)

مشکل است اینکه کسی را به کسی دل برودمهرش آسان به درون آید و ...

یک روز تا عهدِ جانانمن ڪُنتُ که بر #حیدر ڪَرّار رسیده است؛حق...

راز این داغ نه درسجده طولانی ماست...بوسه اوست که چون مهر به ...

کاش یک تکه سنگ بودم.یک تکه چوب.مشتی خاک.کاش سپور بودم.یک نان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط