ش مثل شین آباد
ش مثل شین آباد
عروسکهای سیما، آمنه و فریده فکر میکردند که آیا در آینده، دوستان این دختران بدون ترس به صورت آنها نگاه خواهند کرد؟ آیا باز هم کوچه پر از صدای خالهبازی این کودکان خواهد شد؟ .
یکی بود یکی نبود، مادری نه ماه در انتظار دیدن فرزندش چشم انتظار بود و چه دردها کشید.. پدری هر روز سر بر شکم همسرش میگذاشت تا با شنیدن صدای نفسهای جنینش زندگی اش معنایی زیباتر یابد.
دردی غریب تا عمق جان.. اطاق عمل و نوزاد دختری که با گریههای خود به همه سلام می گفت.. دختر زیبایی که بالهایش را در آن دنیا جا گذاشت تا مثل همهی آدمهای دنیا، خاکی شود و این گریه، اولین عکس العمل او به این دنیا بود.
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
عروسکهای سیما، آمنه و فریده فکر میکردند که آیا در آینده، دوستان این دختران بدون ترس به صورت آنها نگاه خواهند کرد؟ آیا باز هم کوچه پر از صدای خالهبازی این کودکان خواهد شد؟ .
یکی بود یکی نبود، مادری نه ماه در انتظار دیدن فرزندش چشم انتظار بود و چه دردها کشید.. پدری هر روز سر بر شکم همسرش میگذاشت تا با شنیدن صدای نفسهای جنینش زندگی اش معنایی زیباتر یابد.
دردی غریب تا عمق جان.. اطاق عمل و نوزاد دختری که با گریههای خود به همه سلام می گفت.. دختر زیبایی که بالهایش را در آن دنیا جا گذاشت تا مثل همهی آدمهای دنیا، خاکی شود و این گریه، اولین عکس العمل او به این دنیا بود.
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
- ۷۷۴
- ۱۵ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط