نامجون ویو
نامجون ویو
صدای تیر اومد برگشتم دیدم ا.ت تیر خورده همه ی مردم دور ا.ت جمع شده بودن هیونجین تو شک بود رفتم جلو تا جایی که بیهوش شد هیونجین و زدم چند تا مرد اومدن منو از هیونجین جدا کردن آمبولانس اومد . ا.ت برد با ماشین رفتم همون بیمارستان که آمبولانس رفت داشتم گریه میکرد رسیدم که بردمش اتاق عمال بعد چند ساعت دکتر اومد
دکتر: همراه بیمار شما این
نامجون: آره حالش خوبه
دکتر: بله خوشبختانه تیر به قلبشون نخورده
نامجون : میتونم ببینمش
دکتر :بله
رفتم پیش ا.ت
ا.ت: ن نامجون
نامجون: آخه خر امحق چرا رفتی جلو تیر
ا.ت: به جای تشکره
نامجون:باشه تشکر ولی اگر چیزیت میشد من دیگه زند نمی موندم
ا.ت: کی مرخص میشم
نامجون: وایسا خودش میگه
دکتر: شما مرخصین میتونین برین
ا.ت: مرسی
نامجون: وایسا کمکت کنم.
صدای تیر اومد برگشتم دیدم ا.ت تیر خورده همه ی مردم دور ا.ت جمع شده بودن هیونجین تو شک بود رفتم جلو تا جایی که بیهوش شد هیونجین و زدم چند تا مرد اومدن منو از هیونجین جدا کردن آمبولانس اومد . ا.ت برد با ماشین رفتم همون بیمارستان که آمبولانس رفت داشتم گریه میکرد رسیدم که بردمش اتاق عمال بعد چند ساعت دکتر اومد
دکتر: همراه بیمار شما این
نامجون: آره حالش خوبه
دکتر: بله خوشبختانه تیر به قلبشون نخورده
نامجون : میتونم ببینمش
دکتر :بله
رفتم پیش ا.ت
ا.ت: ن نامجون
نامجون: آخه خر امحق چرا رفتی جلو تیر
ا.ت: به جای تشکره
نامجون:باشه تشکر ولی اگر چیزیت میشد من دیگه زند نمی موندم
ا.ت: کی مرخص میشم
نامجون: وایسا خودش میگه
دکتر: شما مرخصین میتونین برین
ا.ت: مرسی
نامجون: وایسا کمکت کنم.
- ۴.۳k
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط