《مافیای کیوت من》

《مافیای کیوت من》
پارت²
ویو ات
'بچه ها رفتن حموم لباس پوشیدیم که امروز اگه هوا بارونی بود با ماشین بریم اگه افتابی بود با موتور که افتابی بود با موتور رفتیم'
ویو یونا
'دیدم همه دا ن نگاه میکنن به بچه ها گفتم'
یونا:بچه ها...بچه ها . اروم
دخترا:جونم
یونا:چرا اینطوری نگاه میکنن . اروم
دایون:ادم ندیدن
ات:عزیزم ادم دیدن فرشته ندیدن
همه:خنده
یکی:وای اونا رو ببین چقدر خوشکلن
معلم:خب بشینید شاگرد جدید داریم خب خودتونو معرفی کنید
ات:لی ات هستم
یوری:لی یوری هستم
یونا:چانگ یونا هستم
دایون:چانگ دایون هستم
معلم:خب بشینید

این داستان ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۱)

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

#برادر ناتنی من

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇17ویو هویج:نامجون نمی‌دونست دقیقاً ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط