من همانی ام که هزار بار هم اگر زمین بخورد ، دستان کسی را

من همانی ام که هزار بار هم اگر زمین بخورد ، دستان کسی را برای بلند شدن نمی گیرد ، دست به زانوی خودش می گیرد و بلند می شود .
من همانی ام که برای اشک ریختن ، دیوار را به شانه ی آدم ها ترجیح می دهد ،
همان که خودش ، خودش را آرام می کند و خودش تکیه گاه و دلگرمیِ خودش می شود .
همانی که عادت کرده قوی باشد ، حتی وقتی تمام پیکرش از ضربه های مسیرهای سخت ، زخمی ست ،
همانی که می خندد ، حتی وقتی دلیلی برای خندیدن نیست ، حتی وقتی حنجره اش از بغض های پنهانی ، درد می کند ...
من همانی ام که آرزوهای بزرگ می کند و برای رسیدن به آرزوهایش ، یک تنه تا پای جان ، می ایستد و با موانع و سختی ها می جنگد ،
همانی که با مشکلاتش رفیق است و زخم هایش را دوست دارد ...
این منم ! کسی که از نا امیدی هایش ، امید می سازد و از دردهایش ، پله ...
دیدگاه ها (۱)

در خواستی

موسیقی

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش سوم_چوبدستی ام را توی جیب...

سناریو جونگکوک

🛡️🇮🇷 دشمن فقط با موشک و تحریم نمی‌جنگد... ⚔️💥🧠🎯 گاهی مؤثرتری...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط