و درماند،

و درماند،
زبان بیان
و چشم‌هایت،
با زبان عشق،
با چشم‌هایم،
به نجوا نشستند.
دیدگاه ها (۱)

برای کسی دل به دریا بزنید، که همسفر بخواهد؛ نه قایق ...!

روزی خواهم گفت که دوستت دارمو خوشه‌های گندم حتا، بالغ می‌شون...

گفتند : چشمانت ترانه‌ای‌ستدر مَرغزارِ زیباییگفتم: حبیبم در آ...

اختیاری ندارمتو آفتابی!آفتابآفتابو قلب منآه...قلبِ من آفتاب‌...

دست هایت دست هایم را نمی‌گیرد ولیچشم هایت چشم هایم را هوایی ...

- عشق یک زبان دیگر دارد : چشم ها

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط