ما در زمینی قابل اشتعال زندگی می کنیم.همیشه آتش هست،همیشه

ما در زمینی قابل اشتعال زندگی می کنیم.همیشه آتش هست،همیشه خانه ها از دست می روند و زندگی ها گم می شوند.ولی هیچ کس چمدانش را نمی بندد و به چراگاهی امن تر نمی رود.فقط اشک شان را پاک می کنند و مردگان شان را دفن می کنند و بچه های بیشتر می آورند و پای شان را در زمین محکم تر می کنند.چرا؟دلایل خودمان را داریم.چه دلایلی؟از من نپرسید.از خاکستری بپرسید که روی دماغ تان می نشیند.

جزء_از_کل استیو_تولتز
دیدگاه ها (۱)

دکتر علی شریعتی، در توصیف سه شهید دانشجوی رویداد 16 آذر 1332...

خــاطــراتــــ_افــلاڪـیــانشهیدعلے_عرب یڪ نوجوان پاڪ و بے آ...

نام تو را نمی­دانم. آری، ...

گونه هایت خیس استباز با این رفیق نابابت ...نامش چه بود؟ هان!...

---### سناریوی: «سایه‌هایی در حافظه‌ی ناخودآگاه»در این دنیای...

اگر مذاکرات خوب نیست چرا رهبری اجازه دادند.چرا امام‌سیدمجتبی...

عشق، اولین قربانیِ سفره‌های خالی است. در دنیایی که همه چیز ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط