روزی از پدربزرگ پرسيدم چرا با گذر اين سال ها هنوز اينقدر

روزی از پدربزرگ پرسيدم چرا با گذر اين سال ها هنوز اينقدر زياد مادربزرگ را دوست داری
جواب جالبی داد
گفت وقتی كسی را با تمام وجودت دوست داری ديگر گذر زمان مهم نيست
چه دختركی چادری باشد كه جلوی كافه نادری منتظر ديدار توست
چه زنی با موهای سپيد در گذر سالها كه در روزهای سرد و برفی بهمن ماه برايت #چای داغ، دم ميكند
دوستش داری چون او، همه قلب توست و قلبت بی وقفه برايش خواهد تپيد برای هميشه، حتى وقتی ديگر برای تو نتپد برای او خواهد تپيد
خنديد و گفت خيالت راحت قلب من هميشه خواهد تپيد
پدربزرگ سالهاست كه در پيش ما نيست و من هنوز جمله اخرش را نفهميدم ولی اين را خوب ميدانم كه پدربزرگ هميشه راست ميگفت شايد قلب ما هيچ وقت از تپش كردن نايستد و اين آغاز خوشبختی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

#حال_دلتون_عشق
#حس_ناب_عاشقی



#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

خدا که مستقیم نمیاد بهت بگه دوست دارم..به جاش آدم های درست، ...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

وقتی والیبالیست بودی...(پایانی)از اون روز،یک ماه میگذره..تو ...

امروز روزی است که دنیا یکی از زیباترین روح‌هایش را به دست آو...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

سناریو: ماه سرخ

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟤*چند ماه بعد*توی این چند ماهی که گذ...

🧁 پارت نوزدهم | اولین قرار عاشقانهصبح روز بعد...لیانا با لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط