با گریه می نویسم:

با گریه می نویسم:



از خواب با گریه پا شدم


دستم هنوز


در گردنِ بلند تو،آویخته ست


و عطر گیسوان ِ سیاه تو


با لبم، آمیخته ست


دیدار شد میسر و


با گریه پا شدم



#F
دیدگاه ها (۱۸)

برخیزوسلامی کنولبخندبزنکه این صبح نشانیزغم وغصـه نداردلبخندخ...

ﻣﺮﺩکه ﺑﺎشی ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺘﺘﻮ ﺑﺰﺍﺭی ﺭﻭﯼ ﺩﻟﺖکه ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻪ کسی ﻧﻔﻬمه چه ح...

دلم محو شب مهتابی توستهوسناک لب عنابی توستبزن پلکی که برخیزم...

اینکه دلتنگ تو ام.. اقرار میخواهـــد مگر؟ اینکه از تو دلخورم...

Part¹⁵پرش زمانی به ساعت چهار صبح ...............کوک ویو از خ...

پارت⁴رفتم سمت اتاقم‌ و خوابیدم ویو فردا صبح از خواب بلند شدم...

🌱من تفنگی شده‌ام رو به نبودن‌هایت رو به یک پنجره در جمعیتِ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط