تو که رفتی همه ی قافیه ها در بندند

تو که رفتی همه ی قافیه ها در بندند
با «تنِ لختِ»غزلهای پریشان چه کنم؟

من پُراز دردم و درپیله ی خود می پوسم
بی توبا پیکرِ پوسیده ی بی جان چه کنم؟
دیدگاه ها (۱)

کاش همیشه در کودکی میماندیم ؛تا بجای دل هایمان ؛سر زانوهایما...

بى خيال عشق مى شوىوقتى مى بينىاين همه آدم در خيابانهاى شهربه...

لایق پرستش است ڪسے ڪه در این بے مهرے ها جانانه محبت مے ڪند ....

✍🏻 دوستت دارم ...--•-•-•-------❀•♥•❀ --------•-•-•--

با اجازه ی مادر سادات رخت عزای پسرش را نه از جان بلکه از تن ...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

خواب دیدم؛سربازِ جسوری بودی.در خشابِ تفنگت، شعر بود؛باز بارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط