پارت اول

پارت اول
ویو رونا:داشتم صبحونه درست میکردم مثل همیشه جونگکوک نبود قراره کامبک جدید بدن بیرون برا همین وقت نداره که صدای سوجین اومد

سوجین:سلام مامانی سلام بابایی صبحتون بخیر

رونا:سلام خوشگلم بابایی خونه نیس رفته سرکار

سوجین:ولی گفته بود که من رو امروز میبره بیرون دوسم نداره مگه نه؟(بغض)

رونا:فدات شم بغض نکنیا بابایی کار داره وگرنه خیلی دوست داره همچین فکری دیگه نکنیا

سوجین:ولی من دلم میخواد پارک برم😭

رونا:بذار به بابایی زنگ بزنم اجازه بده خودمون بریم باشه؟

سوجین:باشه(دماغش رو پاک کرد اوخدا😢)

تماس
بوققققققققق(برداشت)
رونا:سلام عزیزم خوبی
جونگکوک:سلام تو خوبی فدات شم مشکلی پیش اومده؟
رونا:اجازه میدی رونا رو ببرم پارک از صبح که پا شده داره گریه میکنه(خواهرم هنوز صبح هست ها😂)
جونگکوک:باشه ولی......
دیدگاه ها (۰)

پارت۲جونگکوک:باشه ولی مراقب اون پرنسس کوچولوی من باش رونا:با...

پارت ۳که یهو دیدم سوجین افتاد بدو بدو رفتم سمتشسوجین:مامانم ...

💔

جونگکوک🛐💕

فدای چشاتون بشم اومدم چص ناله کنم پسسس برا آرامش خودتون نخون...

الفتک پارتی از کوک سلام من ات دو سالی میشه که با جونگکوک توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط