دوست دارم که کمی سر به سرت بگذارم

دوست دارم که کمی سر به سرت بگذارم
گلِ مریم وسطِ بال و پرت بگذارم ...

هی بگویم که تو را دوست ندارم اما
یک سبد گل بخرم پشتِ درت بگذارم ...

بشنوم از دلِ خود مهرِ دلم را کندی
مشتی از نقل به کیفِ سفرت بگذارم ...

بروی پشتِ سرت را پیِ من چک بکنی ..
رفته ام اشک به پیشِ پدرت بگذارم ...

بشنوی غم زده ام باز بیایی سمتم
دستِ خود را ببرم بر کمرت بگذارم ‌...

غرقِ آغوش توام ، بنده غلط کردم اگر
دوست دارم که کمی سر به سرت بگذارم ...
دیدگاه ها (۱)

چقدر سخته انتظار هنوز هم به یاد نشسته ام تا تو آیی نفسم

شب یعنی فکرتو،یعنی حضورتودرخیال من،یعنی بخوابم تاشایدرخ زیبا...

خرها زیاد هم خر نیستند !بلکه موجودات وظیفه شناس خجالتی هستند...

باغ گیاه شناسی تهران پاییز ٩٤

انقد که دوس دارم با چکش بزنم توی قفسه سینت با چاقو ۲۴ تا ضرب...

پارت ۳

shor3ویو شوگا توی کمپانی بودم که میا دوست لیا بهم زنگ زد _ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط