فیک Finding
فیک Finding
پارت 12(B):
*به به پسر خوشگله چخبرا؟ خیلی وقته ندیدمت
سعی کرد وارد خونه شه که کوک در رو فشار داد اما پسر زورش از کوک بیشتر بود
+خواهش میکنم برو، من.... من مهمون دارم
*عه پس واجب شد که بیام داخل
با تموم شدن حرفش انگار در از دست کوک در رفت و پسر دیگه ای ظاهر شد به سمت سونگ جو رفت و تا میخورد سونگ جوی بدبخت رو زد، اونقدر زد که از سر و صورت پسر بیچاره خون میومد
+وای تهیونگ کشتیش ولش کن، غلط کرد ولش کن
تهیونگ از پسر فاصله گرفت تا کوک رو از اون صحنه دلخراش دور کنه که پسر از حواس پرتی تهیونگ استفاده کرد و مشت محکمی به سر تهیونگ زد و در رفت
تهیونگ با سرگیجه تلو تلو خورد و فحشی نسار پسر کرد:
_بچه کو//نی دعا کن دستم بهت نرسه!
تهیونگ پسره رو مثل چی زد و بعد هم سونگ جو از ترس فرار کرد.
کوک از طرفی نگران تهیونگ شده بود و از طرفی خندش گرفته بود که یهو تهیونگ تو حلق کوک ظاهر شد
_به چی میخندی فندق؟
+ه.. هیچی، بیا بریم داخل تا سرت رو چک کنم
کوک و تهیونگ رفتن داخل
کوک تهیونگ رو به سمت مبل برد و بعد اینکه تهیونگ رو مبل نشست رفت تا باند و پماد بیاره و سر تهیونگ رو پانسمان کنه، وقتی برگشت رو پای تهیونگ نشست و مشغول پانسمان سر تهیونگ بود که تهیونگ وسط پانسمان ل/ب های کوک رو شکار کرد
کوک رفت تو شوک و سعی کرد تا تهیونگ رو هل بده که تهیونگ دستش رو پشت سر پسر برد و سر کوک رو ثابت نگه داشت کمی که گذشت کوک هم همراهیش کرد...
کمی که گذشت کوک سعی کرد با هل دادن شونه تهیونگ به تهیونگ بفهمونه نفس کم آورده
تهیونگ بو//سه رو قطع کرد و به کوک مجال نفس کشیدن داد
کوک نفس نفس میزد و به لبای تهیونگ خیره شده بود
و یهو ل/ب تهیونگ رو گاز گرفت
+اینم تلافی اینکه یهو بوسیدیم!
تهیونگ ابروش رو بالا انداخت و با خنده به کوک نگاه کرد و دوباره بو//سه رو شروع کرد
حس ل/ب هاشون هر دو شون رو دیوونه میکرد، کوک با لذت چشماش رو بسته بود که یهو تهیونگ با دندون پوست ل/ب کوک رو پاره کرد
خون از ل/ب های کوک جاری شد و تهیونگ خون رو لیس زد و به بو/سه ادامه داد مزه خون از دهن تهیونگ به دهن کوک انتقال پیدا کرد
بعد چند دقیقه تهیونگ بو/سه رو قطع کرد و به کوک گفت:
_پسر کوچولو پاشو وگرنه بیشتر از این تحریک میشما
کوک با خنده بلند شد و گفت:
+زدی ل/ب منو پاره کردی طلبکار هم هستی؟
_اصلا دوس داشتم
+بهت شام نمیدما
_من که شاممو خوردم الان
کوک با فهمیدن منظور تهیونگ با خجالت به سمت آشپزخونه رفت و مشغول چیدن میز شام شد
بعد شام تهیونگ به کوک گفت که اون پسره کی بوده و کوک توضیح داد سونگ جو کسیه که جونگکوکو رو دوس داره و میخوادش تهیونگم چون دنبال بهونه ای بود تا بیشتر با کوک باشه همین رو بهونه کرد تا کوک رو ببره خونه خودش
+اما تهیونگ
_اما و اگر نداره یا میای یا بزور میبرمت
کوک که از بحث با تهیونگ خسته شده بود قبول کرد و قرار شد فردا برن خونه تهیونگ
موقع خواب شد که تهیونگ کنار کوک دراز کشید و کوک رو بغل کرد انگار بعد بو/سه شون بیشتر کوک رو میخواست..
حمایت یادتون نره خوشملا🫶🏻😊
پارت 12(B):
*به به پسر خوشگله چخبرا؟ خیلی وقته ندیدمت
سعی کرد وارد خونه شه که کوک در رو فشار داد اما پسر زورش از کوک بیشتر بود
+خواهش میکنم برو، من.... من مهمون دارم
*عه پس واجب شد که بیام داخل
با تموم شدن حرفش انگار در از دست کوک در رفت و پسر دیگه ای ظاهر شد به سمت سونگ جو رفت و تا میخورد سونگ جوی بدبخت رو زد، اونقدر زد که از سر و صورت پسر بیچاره خون میومد
+وای تهیونگ کشتیش ولش کن، غلط کرد ولش کن
تهیونگ از پسر فاصله گرفت تا کوک رو از اون صحنه دلخراش دور کنه که پسر از حواس پرتی تهیونگ استفاده کرد و مشت محکمی به سر تهیونگ زد و در رفت
تهیونگ با سرگیجه تلو تلو خورد و فحشی نسار پسر کرد:
_بچه کو//نی دعا کن دستم بهت نرسه!
تهیونگ پسره رو مثل چی زد و بعد هم سونگ جو از ترس فرار کرد.
کوک از طرفی نگران تهیونگ شده بود و از طرفی خندش گرفته بود که یهو تهیونگ تو حلق کوک ظاهر شد
_به چی میخندی فندق؟
+ه.. هیچی، بیا بریم داخل تا سرت رو چک کنم
کوک و تهیونگ رفتن داخل
کوک تهیونگ رو به سمت مبل برد و بعد اینکه تهیونگ رو مبل نشست رفت تا باند و پماد بیاره و سر تهیونگ رو پانسمان کنه، وقتی برگشت رو پای تهیونگ نشست و مشغول پانسمان سر تهیونگ بود که تهیونگ وسط پانسمان ل/ب های کوک رو شکار کرد
کوک رفت تو شوک و سعی کرد تا تهیونگ رو هل بده که تهیونگ دستش رو پشت سر پسر برد و سر کوک رو ثابت نگه داشت کمی که گذشت کوک هم همراهیش کرد...
کمی که گذشت کوک سعی کرد با هل دادن شونه تهیونگ به تهیونگ بفهمونه نفس کم آورده
تهیونگ بو//سه رو قطع کرد و به کوک مجال نفس کشیدن داد
کوک نفس نفس میزد و به لبای تهیونگ خیره شده بود
و یهو ل/ب تهیونگ رو گاز گرفت
+اینم تلافی اینکه یهو بوسیدیم!
تهیونگ ابروش رو بالا انداخت و با خنده به کوک نگاه کرد و دوباره بو//سه رو شروع کرد
حس ل/ب هاشون هر دو شون رو دیوونه میکرد، کوک با لذت چشماش رو بسته بود که یهو تهیونگ با دندون پوست ل/ب کوک رو پاره کرد
خون از ل/ب های کوک جاری شد و تهیونگ خون رو لیس زد و به بو/سه ادامه داد مزه خون از دهن تهیونگ به دهن کوک انتقال پیدا کرد
بعد چند دقیقه تهیونگ بو/سه رو قطع کرد و به کوک گفت:
_پسر کوچولو پاشو وگرنه بیشتر از این تحریک میشما
کوک با خنده بلند شد و گفت:
+زدی ل/ب منو پاره کردی طلبکار هم هستی؟
_اصلا دوس داشتم
+بهت شام نمیدما
_من که شاممو خوردم الان
کوک با فهمیدن منظور تهیونگ با خجالت به سمت آشپزخونه رفت و مشغول چیدن میز شام شد
بعد شام تهیونگ به کوک گفت که اون پسره کی بوده و کوک توضیح داد سونگ جو کسیه که جونگکوکو رو دوس داره و میخوادش تهیونگم چون دنبال بهونه ای بود تا بیشتر با کوک باشه همین رو بهونه کرد تا کوک رو ببره خونه خودش
+اما تهیونگ
_اما و اگر نداره یا میای یا بزور میبرمت
کوک که از بحث با تهیونگ خسته شده بود قبول کرد و قرار شد فردا برن خونه تهیونگ
موقع خواب شد که تهیونگ کنار کوک دراز کشید و کوک رو بغل کرد انگار بعد بو/سه شون بیشتر کوک رو میخواست..
حمایت یادتون نره خوشملا🫶🏻😊
- ۳۲۹
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط