نمیـــــدانــم خـــــوابـــــ هـــایـتـــــ را

نمیـــــدانــم خـــــوابـــــ هـــایـتـــــ را
بـــا ⇦کـــــی⇨ شـریـکـــــ مـی شـــوی ?!

امــــــــــا ...
هنــــــــــوز ...
شـریـکـــــ تـمـــــام بـــی خـــــوابـــی های منــــــــــی...
چــَند وقتيســت

هــر چه مـــے گـــردم

هــيچ حـــرفـــے بهتــر از ســکوت پيدا نمــــے کــنم ...

نگاهـــم امــا ...

گاهـــي حـــرف مــے زـند...

گاهــے ـ فريـــاد مــے کشـــد...

و من هميشـــه به دنبال کســے مـــے گــــردم

که بفهمـــد يک نگاه خســـته

چه مـے ـ خواهـــد بگويــد ...
دیدگاه ها (۳)

※ مـــــــا . . .※ نســـــلی هستیم کــــه . . .※ بهـــــــتر...

ﯾـــــﻪ ﻭﻗﺘــــــﻬﺎﯾﯽ . . . ﺑﻌﻀـــــــــــﯽ ﻫﺎ . . ...

گاهی آدم دلش می‌خواهد فقط چند کلمه بگوید... نه برای اینکه ص...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت سوم: «حقیقت»اِما وقتی به بیمارستا...

وقتی عصبانی هستیم، جواب بدهیم یا سکوت کنیم؟یک پیام می‌آید که...

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

پارت پنجاهم | «من دیگه نمیام!»پارک لاراساعت از یک و نیم شب گ...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

P : 13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط