عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد
خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم کرد

آمدم گریه کنم تا تو نگاهم بکنی
چون ستاره به تماشای شب تارم کرد

آمدی خواب مرا از چه پریشان کردی
گفتی عاشق شده ام عشق تو بیمارم کرد

آمدی خانه ی ویرانه گلستان کردی
بوسه ای از لب تو شهره ی بازارم کرد

آمدی دل ببری؛ یا بخری؛ فهمیدم
وقت خواب آمدی و عطر تو شکارم کرد

خنده های نمکینت تو چه دانی که چه کرد
خشک بودم چو کویر لطف تو گلزارم کرد

تا تو را دیدم و دل را به تو دادم آنشب
مست بودم که به شب مهر تو  دلدارم کرد

چشممان خورد بهم پلک چو رقصید آنجا
نگه مست تو در دست صبا یارم کرد.
دیدگاه ها (۱)

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنک...

شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشدهرچه خوبی بکنی با دل تو بد ب...

بزن باران که حسی زرد دارمشبیه بغضهایت درد دارممیان اشکهایت ه...

لبخند تو در چشم من انگار شراب است.این شاعر عاشق.به همان،خنده...

#تکپارتیموضوع:( وقتی مست میاد خونه )ریکی/ا.تساعت از دوازده ش...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

"forgive me"single part. kim taehuong. ویو ات : چند وقتی بود...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

#ازدواج_اجباری Part17ته: مامانننننننن من شیر توتفرنگی دویت د...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط