باران آرام بارید بر روی گونه هایم

باران آرام بارید بر روی گونه هایم
عکست را بوسیدم
دلتنگ که هستم اما ناراحت نه
چون دارمت درسته کنارم نیستی
اما خانه من همان سمت
چپ سینه ات است که می‌تپد !
دیدگاه ها (۱۱)

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

{استاد جدید} پارت چهارم... ات بعد از کلاس مستقیم به خانه برگ...

عاشقانه های شبنم

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁹﴿ویو راوی﴾چند روز از ماجرای اتاق مخفی ...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیستم 𓆪جیمین هنوز به عکس روی میز خیره ...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

مربی موتور سوار

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط