Part1
Part1
"نه لطفا ترکم نکن خواهش میکنم نرو من بدون تو نمیتونم به زندگی ادامه بدم لطفا نرو لط... *با استرس از خواب پریدی*نگاهی به ساعت کردی ساعت سه و نیم صبح بود و اون کابوس لعنتی ولت نکرده،کابوس اون شب.."
*فلش بک به دو سال پیش*
" + لیا..من نمیخوامت بیا ادامش ندیم..من بهت خیانت کردم دیگه حسی بهت ندارم.
-(بدون هیچ حرفی کتت رو برداشتی و اون مکان رو ترک کردی) "
درسته!الان دوسال از اون شبی که هیونجین تورو ترک کرد گذشته بود.کسی که میگفت هیچوقت ترکت نمیکنم اولین نفر ترکت کرد!
تصمیم گرفتی بخوابی که با لرزش گوشیت متوجه شدی یه نفر بهت پیام داده گوشیتو برداشتی و با اسمی که خوندی عصبی شدی
درسته تو هیونجین رو با استیکر "💔" سیو کرده بودی و الان بهت پیام داده بود
بغضت گرفت نفس کشیدن سخت شد
تصمیم گرفتی پیامشو سین کنی
*chat*
+سلام امیدوارم حالت خوب باشه
راستش من پایین خونتونم ببخشید میدونم بد موقعه اومدم ساعت بدیه ولی اگه بیداری خواهشا درو باز کن
* پایان چت*
درحالی که بغض داشتی رفتی به سمت پنجره
هیونجین رو پایین دیدی
تصمیم گرفتی بدون هیچ حرفی در رو باز کنی
"نه لطفا ترکم نکن خواهش میکنم نرو من بدون تو نمیتونم به زندگی ادامه بدم لطفا نرو لط... *با استرس از خواب پریدی*نگاهی به ساعت کردی ساعت سه و نیم صبح بود و اون کابوس لعنتی ولت نکرده،کابوس اون شب.."
*فلش بک به دو سال پیش*
" + لیا..من نمیخوامت بیا ادامش ندیم..من بهت خیانت کردم دیگه حسی بهت ندارم.
-(بدون هیچ حرفی کتت رو برداشتی و اون مکان رو ترک کردی) "
درسته!الان دوسال از اون شبی که هیونجین تورو ترک کرد گذشته بود.کسی که میگفت هیچوقت ترکت نمیکنم اولین نفر ترکت کرد!
تصمیم گرفتی بخوابی که با لرزش گوشیت متوجه شدی یه نفر بهت پیام داده گوشیتو برداشتی و با اسمی که خوندی عصبی شدی
درسته تو هیونجین رو با استیکر "💔" سیو کرده بودی و الان بهت پیام داده بود
بغضت گرفت نفس کشیدن سخت شد
تصمیم گرفتی پیامشو سین کنی
*chat*
+سلام امیدوارم حالت خوب باشه
راستش من پایین خونتونم ببخشید میدونم بد موقعه اومدم ساعت بدیه ولی اگه بیداری خواهشا درو باز کن
* پایان چت*
درحالی که بغض داشتی رفتی به سمت پنجره
هیونجین رو پایین دیدی
تصمیم گرفتی بدون هیچ حرفی در رو باز کنی
- ۵۵
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط