اینکه شمعدانی را "جانم" صدا میزنم

اینکه شمعدانی را "جانم" صدا میزنم
دست خودمم نیست
همیشه فکر می کنم که گلها را
تو بدنیا آوردی
به گلدان مریم و نرگس و یاس
یا همین بنفشه و شب بو
نگاه کن
زیبایی شان به تو رفته
تنهایی شان به من ..


{ حمیدجدیدی }
دیدگاه ها (۱۲)

بانوی لحظه ی تحویل سال هام ،بانوی از تو محول همه ی احوال هام...

:)

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط