بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست چهل شیش🍷🔪
دندوناش و به هم سابید
بلند شد
جوری بلند شد که صندلی که روش نشسته بود عقب رفت ..
اومد نزدیکم
با چشم گرد شده نگاهش کردم
میدونستم نمیتونه کاری کنه
چون حامله بودم از اون لحاظ دستاش بسته بود
ولی تعجبم از این بود که این کارا یعنی چی
رو به روم وایساد
دستشو جلوم تکون داد و غرید
+نگاه نکن آرومم..
آروم بود؟!
با خودم فکر میکردم این وحشی اگه الان آرومه پس وحشی بودنش کیه؟!
دوباره لب زد
+نزار اون روی من و بیینی..
با شیطنت پریدم وسط حرفاش
_اون روت همینجوریه؟! یا سگ تره...آخه الان خیلی سگی برای..
اصلا نزاشت حرفمو کامل کنم مرتیکه وحشی
فکم و گرفت
صورتم برد بالا و با چشمای ریز شده گفت
+غیرتمو بازی نگیر
پارت دویست چهل شیش🍷🔪
دندوناش و به هم سابید
بلند شد
جوری بلند شد که صندلی که روش نشسته بود عقب رفت ..
اومد نزدیکم
با چشم گرد شده نگاهش کردم
میدونستم نمیتونه کاری کنه
چون حامله بودم از اون لحاظ دستاش بسته بود
ولی تعجبم از این بود که این کارا یعنی چی
رو به روم وایساد
دستشو جلوم تکون داد و غرید
+نگاه نکن آرومم..
آروم بود؟!
با خودم فکر میکردم این وحشی اگه الان آرومه پس وحشی بودنش کیه؟!
دوباره لب زد
+نزار اون روی من و بیینی..
با شیطنت پریدم وسط حرفاش
_اون روت همینجوریه؟! یا سگ تره...آخه الان خیلی سگی برای..
اصلا نزاشت حرفمو کامل کنم مرتیکه وحشی
فکم و گرفت
صورتم برد بالا و با چشمای ریز شده گفت
+غیرتمو بازی نگیر
- ۲.۶k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط