ادامه پارت ۱۸
ادامه پارت ۱۸
با غیض حرف هایش را بیان کرد سپس قدم برداشته و اتاق را ترک گفت
هیون سیک به طرفش پرده های حریر رفت و اون ها رو کنار زد نور زرد روی پوست برهنه سه دختر بلوند بود دختر ها به آرومی و اغواگرانه دستشون رو روی تنشون میکشید سانگ با هیزی لبخندی زد هیون سیک : متأسفم خیلی منتظر موندین
دستشو رو تن یکی از دخترها کشید و با شهوت نگاه شون میکرد : جبران میکنم براتون عروسکام
با غیض حرف هایش را بیان کرد سپس قدم برداشته و اتاق را ترک گفت
هیون سیک به طرفش پرده های حریر رفت و اون ها رو کنار زد نور زرد روی پوست برهنه سه دختر بلوند بود دختر ها به آرومی و اغواگرانه دستشون رو روی تنشون میکشید سانگ با هیزی لبخندی زد هیون سیک : متأسفم خیلی منتظر موندین
دستشو رو تن یکی از دخترها کشید و با شهوت نگاه شون میکرد : جبران میکنم براتون عروسکام
- ۱۶.۱k
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط