بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
آلمان که به شرایط اقتصادی موفق و مطلوب مشهور است، در سالهای اخیر،با کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق مواجه شده است!
علل فرهنگی :
در هر رویکردی، از جمله در امر ازدواج و طلاق، علل فرهنگی، به مراتب نقش مؤثرتری نسبت به اقتصاد دارند. به عنوان مثال:
1- رویکرد به روابط آزاد که البته غرب نیز آن را ترویج مینماید؛ انگیزۀ ازدواج را به شدت کاهش میدهد! آنگاه که دختر می بیند بازار کار، به خاطر جنسیتاش، برای او فراهمتر است و میتواند هر مدتی با کسی باشد و از دوستپسرهای متعددی برخوردار گردد، دیگر انگیزۀ چندانی به همسری و مادری و پذیرش مسئولیت نخواهد داشت.
آنگاه که پسر (مرد) میبیند که می تواند با دختران و زنان بسیاری رابطه برقرار نماید و بدون هیچ تعهد و زحمتی، هر نوع لذتی از آنان ببرد و گاه خرج خوشگذارنیاش را نیز می دهند؛ نه تنها انگیزۀ ازدواج و پذیرش تعهدات عشق، همسری و پدری را از دست میدهد، بلکه انگیزۀ طلاق برای هر دو گروه، بیشتر میشود.
2- دختر، به تحریک پدر و مادرش و برای چشم و هم چشمی، صدها سکه را مهریه قرار میدهد وپسر نیز مبتنی بر احساساتی که برعقلش غالب شده،بدون هیچ احساس تعهدی برای پرداخت مهریه،آن را می پذیرد! اما، با گذشت مدتی از زندگی مشترک، با تمامی مشکلاتش، دختر می بیند باید با اندک حقوق و درآمد مرد بسازد، در حالی که خودش به سبب مهریۀ سنگین، سرمایهدار میباشد! گاه پدر و مادر و برادران نیز تحریک میکنند که مهریه را به اجرا بگذار و طلاق بگیر؛ ما نیز سرمایه میآوریم و برای کاری مستقل، مشارکت مینماییم! به او میگویند: اگر دادگاه شوهرت را مجبور به پرداخت دست کم ماهی یک سکه نیز بنماید، به مراتب بیشتر از درآمد همه ما میباشد. حال زنی که به غیر از پول، درآمد و رفاه مادی، چیزی نمیبیند و نمیخواهد، چرا به طلاق روی نیاورد؟!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
آلمان که به شرایط اقتصادی موفق و مطلوب مشهور است، در سالهای اخیر،با کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق مواجه شده است!
علل فرهنگی :
در هر رویکردی، از جمله در امر ازدواج و طلاق، علل فرهنگی، به مراتب نقش مؤثرتری نسبت به اقتصاد دارند. به عنوان مثال:
1- رویکرد به روابط آزاد که البته غرب نیز آن را ترویج مینماید؛ انگیزۀ ازدواج را به شدت کاهش میدهد! آنگاه که دختر می بیند بازار کار، به خاطر جنسیتاش، برای او فراهمتر است و میتواند هر مدتی با کسی باشد و از دوستپسرهای متعددی برخوردار گردد، دیگر انگیزۀ چندانی به همسری و مادری و پذیرش مسئولیت نخواهد داشت.
آنگاه که پسر (مرد) میبیند که می تواند با دختران و زنان بسیاری رابطه برقرار نماید و بدون هیچ تعهد و زحمتی، هر نوع لذتی از آنان ببرد و گاه خرج خوشگذارنیاش را نیز می دهند؛ نه تنها انگیزۀ ازدواج و پذیرش تعهدات عشق، همسری و پدری را از دست میدهد، بلکه انگیزۀ طلاق برای هر دو گروه، بیشتر میشود.
2- دختر، به تحریک پدر و مادرش و برای چشم و هم چشمی، صدها سکه را مهریه قرار میدهد وپسر نیز مبتنی بر احساساتی که برعقلش غالب شده،بدون هیچ احساس تعهدی برای پرداخت مهریه،آن را می پذیرد! اما، با گذشت مدتی از زندگی مشترک، با تمامی مشکلاتش، دختر می بیند باید با اندک حقوق و درآمد مرد بسازد، در حالی که خودش به سبب مهریۀ سنگین، سرمایهدار میباشد! گاه پدر و مادر و برادران نیز تحریک میکنند که مهریه را به اجرا بگذار و طلاق بگیر؛ ما نیز سرمایه میآوریم و برای کاری مستقل، مشارکت مینماییم! به او میگویند: اگر دادگاه شوهرت را مجبور به پرداخت دست کم ماهی یک سکه نیز بنماید، به مراتب بیشتر از درآمد همه ما میباشد. حال زنی که به غیر از پول، درآمد و رفاه مادی، چیزی نمیبیند و نمیخواهد، چرا به طلاق روی نیاورد؟!(ادامه دارد...)
- ۴۴۲
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط