داستان یک دختر ۱۷ ساله یتیم بی مادر بی پدر ولی همچنین سر
داستان یک دختر ۱۷ ساله یتیم بی مادر بی پدر ولی همچنین سر پا قوی و سرکش عاشق هیجان، شوخیهای غیرمنتظره و سر به سر گذاشتن دیگران بود زبانش مثل شمشیر تیز است. منتظر نوبت نمیماند؛ تا کسی بخواهد به او متلکی بگوید، جوابش را با یک جمله سنگین و کوبنده در هوا میزند.ولی پدرش که هیچ وفت دخترش را ندیده بود فقد چندین هکتار زمین خریده و به اسم دخترش کرد ولی رو آن زمین جنگجویان زیادی داشتن گروه تاراج چهار پسر جذاب و خوش چهره
آن ها آن دختر را فقد برای زمین دزدید تو عمارت خودشان این چهار پسر و دختر سرکش چطور زندگی خواهند کرد ؟....
دختری که به زور به عمارت شون آورد یک روزی عروس یکی از آن ها شد
دید آپ یه مدت بعد....
آن ها آن دختر را فقد برای زمین دزدید تو عمارت خودشان این چهار پسر و دختر سرکش چطور زندگی خواهند کرد ؟....
دختری که به زور به عمارت شون آورد یک روزی عروس یکی از آن ها شد
دید آپ یه مدت بعد....
- ۳۷۲
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط