آدم از یک جایی به بعد دیگر خودش را به در و دیوار نمی‌کوبد

آدم از یک جایی به بعد دیگر خودش را به در و دیوار نمی‌کوبد! از هر چه هست و نیست شاکی نمی‌شود‌.از آدم‌ها فاصله نمی‌گیرد، از هیچکس دیگر متنفر نمی‌شود...
دیگر گریه نمی‌کند، غصه نمی‌خورد، از حرف کسی نمی‌رنجد، دیگر شعر نمی‌خواند موسیقی گوش نمی‌دهد، به کسی زنگ نمی‌زند.کسی هم به او زنگ نمی‌زند.
دیگر صدایی اتفاقی، بوی عطری، اسمی، زنگ تلفنی، نامه‌ای، خاطره‌ای، حرفی، رنگ پیراهنی، حواسش را پرت نمی‌کند
آدم از یک جایی به بعد، دیگر منتظر نمی‌ماند، دیگر عجله نمی‌کند، دیگر حوصله‌اش سر نمی‌رود، دیگر بی قرار نمی‌شود.
می‌دانی؟
آدم از یک جایی به بعد فقط تماشا می‌کند !
دیدگاه ها (۱)

دوست دارم همه چیز را همان‌طوری که هست به حال خودش رها کنم و ...

گاهی دلم میخواهد.بگذارم بروم! بی هرچه آشنا..گوشه‌ی دوری گمنا...

هنوز هم دارند مَخفی‌کاری می‌کنند... حتّی در عشق! من می‌گویم ...

بالاخره من ماندم و من! من از من رنجیده است و هیچ‌کس نیست، بر...

سناریو بلولاک (قفل آبی)

پارت ۸:اسیر در وجودت"خب، ممکنه گاهی اوقات، رویا هایی که همیش...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝔓𝔞𝔯𝔱 6بعد از ناهار خانه خلوت تر شده بود.تهیونگ جیهوپ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط