من همان پنجره ی

من همان پنجره ی
رو به خیابان بودم
که شبی بسته شد
و رو به کسی باز نشد...
دیدگاه ها (۱)

بوی تنتمرا برمی‌گرداندبه دوران پیش از خودمپیش از آن که باشم....

دلبری و بی‌دلی اسرار ماستکار کار ماست چون او یار ماست

از پنجره‌ى رو به خيابان اتاقتآنقدر كه من خاطره دارم تو ندارى...

جایی بین آغوشِ باز مرگ و آغوش بسته ی زندگی پنهان شده بودم:))...

بی تو مهتاب شبى باز ولش كن ديگراين منِ بی تو مگر كوچـه خياب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط