از قافله جا ماندم

از قافله جا ماندم
تا هم قدمت باشم
تا در طبق تقسیم
راضی به کَمَت باشم

آفت که به جانم زد
کِشتم همه گندم شد
سهم کم من از سیب
نان شب مَردم شد..
دیدگاه ها (۵)

تو را دارم ای گل، جهان با من است تو تا با منی ، جان جان با م...

ای عشقبه شوق توگذر می کنم از خویشتو قاف قرار من و من عین عبو...

از تو می نویسمموهایم تشنه ی لمس دست های تو.از من می نویسی نم...

می‌کشم هر روز دستم را به موهای خودم شاید از ذهنم نوازش های د...

چندپارتی تهیونگ

چندپارتی جین

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط