« محبوب او بودن ،

« محبوب او بودن ،
یعنی که خلیدن منقار تیز پرنده در تن ،
یا بر در انبار میخکوب شدن ،
با این حال،
لحظاتی بود که جدا دلم میخواست برای همیشه منقاری در تنم فرو برود
و به در انبار میخکوبم کنند »
دیدگاه ها (۳)

رو به سوی آن بخش از وجودم کردم که هیچکس را دوست نداشتو در هم...

...ضحاک مُرد؟نه.ضحاک فقط لباس عوض کرد.مارها هنوز روی شانه‌ها...

درست آنجا که ترکم کرده ای ، ایستاده ام...اما همانند زمانی که...

بی خدا حافظی جدا شدیم ؛و من مانند کودکی بودم که نبوسیده دفن ...

حقیقت تلخ این است که مردم همیشه قضاوت می‌کنند، چه پیشرفت کنی...

^فیک جونگکوک^(پارت۳۵)

هیچ‌گاه بزرگ سالی را چنين وحشتناک نمیدانستم برای اندکی شادی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط