سلام، ای سقای تشنه لب! ای پسرامالبنین!
سلام، ای سقای تشنه لب! ای پسرامالبنین!
سلام، ای عموی آب ها! و ای اسوه برادری و ایثار و وفا!
سلام، ای پشت و پناه حسین! ای حامی و هم رکاب ولایت! ای بهترین اسوه ی پیروی از امامت !
ای که تنها بهانه آمدنت این بود که عشق، در روز مبادا تنها نماند.ای که بودنت، رنجهای اباعبدالله را کم میکرد و رشتههای غم پیشانی ابا عبدالله به لبخند تو گسسته می شدند!
اباالفضلی ها ! مرام عباس، حمایت از ولایت تا آخرین قطره ی خون بود ، مسلک عباس، پیروی از امامت تا آخرین لحظه ی عمر بود.تمام تلاشها و موضعگیریهای او در مسیر ولایت قرار داشت ؛ چون خط سیاسی او پیوسته بر اطاعت از امام و مخالفت رفتاری و گفتاری با دشمنان امام استوار بود. او، این ویژگی را تا لحظه شهادت زنده نگه داشت که بهترین گواه بر این سخن، تقاضای دشمن برای جدا شدن او از صف هواداران ولایت و رد کردن آن از سوی حضرت عباس(علیهالسلام) بود.
فریاد کشید و گفت: «دستهایت بریده باد! خداوند تو و اماننامهات را لعنت کند. آیا به ما امان میدهی، در حالی که پسر رسول خدا (ص)امام حسین(علیهالسلام)، امان ندارد؟ به ما امر میکنی که به اطاعت این نفرین شدگان الهی و فرزندان ملعون و پلید آنان در آییم؟».
او اینگونه بر قله ی افتخار ایستاد و بلندترین قصیده را در ولایتپذیری سرود.
سلام بر تو ای پدر فضیلت! فضیلت دستان بریده ات، در راه اطاعت و حمایت از ولایت ، هنوز بر شاخههای خاک، سنگینی میکنندوکودکان خیمه ها، شرمنده ی دستهای بریدهات، لباسهای سوخته شان را مدام بالا میگیرند تا دستهایت را نبینند.
سلام بر تو ای ابالفضل! ای الگوی ولایت مدار ، قسم به نامت ، ما عزاداران کربلایت، بر مرامت بوده ایم ، هستیم و خواهیم بود .
سلام، ای عموی آب ها! و ای اسوه برادری و ایثار و وفا!
سلام، ای پشت و پناه حسین! ای حامی و هم رکاب ولایت! ای بهترین اسوه ی پیروی از امامت !
ای که تنها بهانه آمدنت این بود که عشق، در روز مبادا تنها نماند.ای که بودنت، رنجهای اباعبدالله را کم میکرد و رشتههای غم پیشانی ابا عبدالله به لبخند تو گسسته می شدند!
اباالفضلی ها ! مرام عباس، حمایت از ولایت تا آخرین قطره ی خون بود ، مسلک عباس، پیروی از امامت تا آخرین لحظه ی عمر بود.تمام تلاشها و موضعگیریهای او در مسیر ولایت قرار داشت ؛ چون خط سیاسی او پیوسته بر اطاعت از امام و مخالفت رفتاری و گفتاری با دشمنان امام استوار بود. او، این ویژگی را تا لحظه شهادت زنده نگه داشت که بهترین گواه بر این سخن، تقاضای دشمن برای جدا شدن او از صف هواداران ولایت و رد کردن آن از سوی حضرت عباس(علیهالسلام) بود.
فریاد کشید و گفت: «دستهایت بریده باد! خداوند تو و اماننامهات را لعنت کند. آیا به ما امان میدهی، در حالی که پسر رسول خدا (ص)امام حسین(علیهالسلام)، امان ندارد؟ به ما امر میکنی که به اطاعت این نفرین شدگان الهی و فرزندان ملعون و پلید آنان در آییم؟».
او اینگونه بر قله ی افتخار ایستاد و بلندترین قصیده را در ولایتپذیری سرود.
سلام بر تو ای پدر فضیلت! فضیلت دستان بریده ات، در راه اطاعت و حمایت از ولایت ، هنوز بر شاخههای خاک، سنگینی میکنندوکودکان خیمه ها، شرمنده ی دستهای بریدهات، لباسهای سوخته شان را مدام بالا میگیرند تا دستهایت را نبینند.
سلام بر تو ای ابالفضل! ای الگوی ولایت مدار ، قسم به نامت ، ما عزاداران کربلایت، بر مرامت بوده ایم ، هستیم و خواهیم بود .
- ۱.۰k
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط